فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 421
در سراي مغان رفته بود و آب زده ، نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ، ولي ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده ، عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز ، شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ، ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زده ز شور و عربده شاهدان شيرين کار ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روي خندان گفت ، که اي خمارکش مفلس شراب زده که اين کند که تو کردي به ضعف همت و راي ، ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ، که خفته اي تو در آغوش بخت خواب زده بيا به ميکده حافظ که بر تو عرضه کنم ، هزار صف ز دعاهاي مستجاب زده فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است ، بيا ببين ملکش دست در رکاب زده
خرد که ملهم غيب است بهر کسب شرف
،
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 255
يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور ، کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور اي دل غمديده حالت به شود دل بد مکن ، وين سر شوريده بازآيد به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن ، چتر گل در سر کشي اي مرغ خوشخوان غم مخور دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نرفت ، دايما يک سان نباشد حال دوران غم مخور هان مشو نوميد چون واقف نه اي از سر غيب ، باشد اندر پرده بازي هاي پنهان غم مخور اي دل ار سيل فنا بنياد هستي برکند ، چون تو را نوح است کشتيبان ز طوفان غم مخور در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم ، سرزنش ها گر کند خار مغيلان غم مخور گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعيد ، هيچ راهي نيست کان را نيست پايان غم مخور حال ما در فرقت جانان و ابرام رقيب ، جمله مي داند خداي حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب هاي تار
،
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
تعبیر:
روزگار رنج و حرمان تمام می شود و دوران خوشی و شادکامی به زودی فرا می رسد. امروز اگر دچار رنج و سختی شده ای، فردا نتیجه ی مطلوب را بدست خواهی آورد. صبر و تحمل کلید خوشبختی تو است. به خداوند امید داشته باش و دعا را فراموش نکن.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 1
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها ، که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل ها به بوي نافه اي کاخر صبا زان طره بگشايد ، ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم ، جرس فرياد مي دارد که بربنديد محمل ها به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد ، که سالک بي خبر نبود ز راه و رسم منزل ها شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل ، کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر ، نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل ها
حضوري گر همي خواهي از او غايب مشو حافظ
،
متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها
تعبیر:
از سختی ها و مشکلات روزگار نترس و نا امید نباش. کارها را آسان نگیر و با مشورت و همکاری دیگران در رفع مشکلات بکوش.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 128
نيست در شهر نگاري که دل ما ببرد ، بختم ار يار شود رختم از اين جا ببرد کو حريفي کش سرمست که پيش کرمش ، عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد باغبانا ز خزان بي خبرت مي بينم ، آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد رهزن دهر نخفته ست مشو ايمن از او ، اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد در خيال اين همه لعبت به هوس مي بازم ، بو که صاحب نظري نام تماشا ببرد علم و فضلي که به چل سال دلم جمع آورد ، ترسم آن نرگس مستانه به يغما ببرد بانگ گاوي چه صدا بازدهد عشوه مخر ، سامري کيست که دست از يد بيضا ببرد جام مينايي مي سد ره تنگ دليست ، منه از دست که سيل غمت از جا ببرد راه عشق ار چه کمينگاه کمانداران است ، هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه يار
،
خانه از غير بپرداز و بهل تا ببرد
تعبیر:
در سختی های زندگی سست اراده و ترسو نباش. منتظر نباش تا دیگران برایت کاری انجام دهند. ثابت قدم و با اراده به استقبال خطرات و مشکلات برو تا گره از کار فرو بسته ات باز شود. امید و ایمان به خدا را فراموش نکن.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 16
خمي که ابروي شوخ تو در کمان انداخت ، به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود ، زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت به يک کرشمه که نرگس به خودفروشي کرد ، فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوي کرده مي روي به چمن ، که آب روي تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم ، چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت بنفشه طره مفتول خود گره مي زد ، صبا حکايت زلف تو در ميان انداخت ز شرم آن که به روي تو نسبتش کردم ، سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت من از ورع مي و مطرب نديدمي زين پيش ، هواي مغبچگانم در اين و آن انداخت کنون به آب مي لعل خرقه مي شويم ، نصيبه ازل از خود نمي توان انداخت مگر گشايش حافظ در اين خرابي بود ، که بخشش ازلش در مي مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
،
مرا به بندگي خواجه جهان انداخت
تعبیر:
از روزگار و سرنوشت خود شکایت می کنی اما غم نخور. روزگار همیشه به یک منوال نمی چرخد.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 74
حاصل کارگه کون و مکان اين همه نيست ، باده پيش آر که اسباب جهان اين همه نيست از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است ، غرض اين است وگرنه دل و جان اين همه نيست منت سدره و طوبي ز پي سايه مکش ، که چو خوش بنگري اي سرو روان اين همه نيست دولت آن است که بي خون دل آيد به کنار ، ور نه با سعي و عمل باغ جنان اين همه نيست پنج روزي که در اين مرحله مهلت داري ، خوش بياساي زماني که زمان اين همه نيست بر لب بحر فنا منتظريم اي ساقي ، فرصتي دان که ز لب تا به دهان اين همه نيست زاهد ايمن مشو از بازي غيرت زنهار ، که ره از صومعه تا دير مغان اين همه نيست دردمندي من سوخته زار و نزار ، ظاهرا حاجت تقرير و بيان اين همه نيست
نام حافظ رقم نيک پذيرفت ولي
،
پيش رندان رقم سود و زيان اين همه نيست
تعبیر:
این زندگی چند روزه ارزش رنج کشیدن و خون دل خوردن را ندارد. به آنچه داری قانع باش و عمر عزیز را در راه رسیدن به آرزوهای دست نیافتنی تلف نکن. عزت نفس خود را از دست نده و منت نامردان را نکش.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 135
چو باد عزم سر کوي يار خواهم کرد ، نفس به بوي خوشش مشکبار خواهم کرد به هرزه بي مي و معشوق عمر مي گذرد ، بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد هر آبروي که اندوختم ز دانش و دين ، نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن ، که عمر در سر اين کار و بار خواهم کرد به ياد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت ، بناي عهد قديم استوار خواهم کرد صبا کجاست که اين جان خون گرفته چو گل ، فداي نکهت گيسوي يار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفاي دل حافظ
،
طريق رندي و عشق اختيار خواهم کرد
تعبیر:
تمام سعی و هم و غم خود را به کار گیر. مطمئن باش که شاهد موفقیت را در آغوش خواهی گرفت. به کار خود ایمان داشته باش.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 109
دير است که دلدار پيامي نفرستاد ، ننوشت سلامي و کلامي نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران ، پيکي ندوانيد و سلامي نفرستاد سوي من وحشي صفت عقل رميده ، آهوروشي کبک خرامي نفرستاد دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست ، و از آن خط چون سلسله دامي نفرستاد فرياد که آن ساقي شکرلب سرمست ، دانست که مخمورم و جامي نفرستاد چندان که زدم لاف کرامات و مقامات ، هيچم خبر از هيچ مقامي نفرستاد
حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
،
گر شاه پيامي به غلامي نفرستاد
تعبیر:
از شخصی انتظار کمک و یاری داری. نا امید نباش. با جدیت و پشتکار به مقصود خود می رسی. اگر چه مشکلاتی در سر راه تو است اما صبر و تحمل کلید موفقیت است.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 202
بود آيا که در ميکده ها بگشايند ، گره از کار فروبسته ما بگشايند اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند ، دل قوي دار که از بهر خدا بگشايند به صفاي دل رندان صبوحي زدگان ، بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند نامه تعزيت دختر رز بنويسيد ، تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشايند گيسوي چنگ ببريد به مرگ مي ناب ، تا حريفان همه خون از مژه ها بگشايند در ميخانه ببستند خدايا مپسند ، که در خانه تزوير و ريا بگشايند
حافظ اين خرقه که داري تو ببيني فردا
،
که چه زنار ز زيرش به دغا بگشايند
تعبیر:
گرفتار رنج و مصیبتی شده ای، اما نا امید نباش. پایان هر شب سیاه سپیدی روز است. دعا و نیایش به درگاه خدا به قلب تو آرامش می بخشد و به تو کمک می کند تا بهتر تصمیم بگیری. امیدوار باش.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 215
به کوي ميکده يا رب سحر چه مشغله بود ، که جوش شاهد و ساقي و شمع و مشعله بود حديث عشق که از حرف و صوت مستغنيست ، به ناله دف و ني در خروش و ولوله بود مباحثي که در آن مجلس جنون مي رفت ، وراي مدرسه و قال و قيل مساله بود دل از کرشمه ساقي به شکر بود ولي ، ز نامساعدي بختش اندکي گله بود قياس کردم و آن چشم جادوانه مست ، هزار ساحر چون سامريش در گله بود بگفتمش به لبم بوسه اي حوالت کن ، به خنده گفت کي ات با من اين معامله بود ز اخترم نظري سعد در ره است که دوش ، ميان ماه و رخ يار من مقابله بود
دهان يار که درمان درد حافظ داشت
،
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود
تعبیر:
با دست روی دست گذاشتن و گله کردن از بخت و اقبال، کاری از پیش نمی رود. بهتر است به سعی و تلاش دوباره دست بزنی و از تجربیات دیگران استفاده کنی زیرا مقصود و هدف از تو دور نیست.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 299
اگر شراب خوري جرعه اي فشان بر خاک ، از آن گناه که نفعي رسد به غير چه باک برو به هر چه تو داري بخور دريغ مخور ، که بي دريغ زند روزگار تيغ هلاک به خاک پاي تو اي سرو نازپرور من ، که روز واقعه پا وامگيرم از سر خاک چه دوزخي چه بهشتي چه آدمي چه پري ، به مذهب همه کفر طريقت است امساک مهندس فلکي راه دير شش جهتي ، چنان ببست که ره نيست زير دير مغاک فريب دختر رز طرفه مي زند ره عقل ، مباد تا به قيامت خراب طارم تاک
به راه ميکده حافظ خوش از جهان رفتي
،
دعاي اهل دلت باد مونس دل پاک
تعبیر:
در زندگی، تکرو و منزوی نباش. در زندگی اجتماعی به وجود دوستان و همراهان نیاز خواهی داشت. به دیگران کمک کن تا در صورت نیاز به یاری تو بشتابند. از زندگی لذت ببر و خود را گرفتار غم های بیهوده نکن.
فال حافظ روزانه شنبه 21 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 35
برو به کار خود اي واعظ اين چه فريادست ، مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست ميان او که خدا آفريده است از هيچ ، دقيقه ايست که هيچ آفريده نگشادست به کام تا نرساند مرا لبش چون ناي ، نصيحت همه عالم به گوش من بادست گداي کوي تو از هشت خلد مستغنيست ، اسير عشق تو از هر دو عالم آزادست اگر چه مستي عشقم خراب کرد ولي ، اساس هستي من زان خراب آبادست دلا منال ز بيداد و جور يار که يار ، تو را نصيب همين کرد و اين از آن دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
،
کز اين فسانه و افسون مرا بسي يادست
تعبیر:
فقط با اتکا به اعتماد به نفس می توانی به مقصود برسی. سخن مدعیان را گوش نکن. اگر به سعی و کوشش و هدف خود ایمان داری، دیگر صبر جایز نیست و فرصت ها را غنیمت بدان.